♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو صدای پایت را به یاد نمی آوری چون همیشه همراهت است ولی من آن را به خاطر دارم چون تو همراه من نیستی و صدای پایت بر دلم نشسته است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر را برای سرگرم کردن و خوشحال کردن من به من دادند و من باید امانتشان را به آنها باز گردانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه چیز را می فروشم برای خرید چند کاغذ تا با آن پرواز کنم تا فراسوی غمها تا فراسوی آرزوها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معشوق من شعر است و هر شعر وقتي نوشته مي شود يك وصال است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زير لايه هاي سكوت و فراموشي خواهم پوسيد ولي كتابهاي من سنگ قبر من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بيهوده است كوشش ما براي رسيدن به جهنم آنگاه كه دست ما از رسيدن به بهشت كوتاه است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .