♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سایه های ما ز ما گویی گریزانند و شب سرشار از انبوه صداهاي تهي...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میان اشک و لبخند این روزهایم ... علامت مساوی میگذارم ... میگذرم و میگذرانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردن چقدر حوصله میخواهد بیآنكه در سراسر عمرت یك روز, یك نفس بی حس مرگ زیسته باشی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرنوشت را نفرین کنم، یا خودم را ....تاب این همه تشویش نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشــکهـای شـور مـــن چـــــه بی حوصله ا نــد و حرفهای تـــو چــــه تـلخ ... کــاش یــک جــــرعه از ایــن تلخـی می نوشیـــدی ، و بـعد ... مـــرا به دست خــــاک می سپـــردی ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .