مرهم درد مرد ، گریه کردن نیست! در آغوش گرفتن نیست! در آغوش رفتن نیست!
مرد که درد دارد ، پاهایش به کار می افتد. قدم می زند...بر همه چیز! آری ، مرهم
دلتنگی های مرد ، سیگار است! زیر دوش حرف زدن است.مرد که غمگین است
باخودش زمزمه می کند ناگفته های انباشته شده در ذهن و دلش را...
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی… چرا که رسوا خواهم شــــــــــــد…! و همه خواهند دید!! لحظه لحظه تــــــو را در میان واژه هایم!!!…
دلم هوای یک دوست قدیمی کرده ... یک رفیق شش دانگ ... کسیکه امتحانش را در رفاقت پس داده و دیگر محک زدن و زیر و رو کردنی در کار نباشد ... رفیقی که من نگویم و او ... بشنود ... رفیقی که بگویمش برو، اما بماند ... که نرود ... وقتی ماندنش ... آرامم میکند......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 9 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .