♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو چقدر شبیه رویاهای رنگی منی..... خوب می دانم تصویر مبهمی که توی قاب شعر هنوز هم روی دیوار است طرحی از برق نگاه توست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستانم حلقهی غم آلودیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه غریبانه به لحظه های زندگیم رنگ آشنایی زدی و رفتی...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 1 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .