♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من وگنجشگ های خونه ....دیدنت عادت مونه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فصل های من جائی ست که تو باشی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کفش هایم دوره گرد باران هاست ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی به زندگی ام قدم می گذاری تا به من بفهمانی چرا با هیچ کس دیگر دلم کنار نمی آمد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
او باران را دوست می داشت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در حسرت دیدارت هر گلی که می خشکد من هم کمی می میرم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می شد که رؤیاها گول چشمان مرا می خوردند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتّی نبودنت هم نعمت ست که به شکرانه اش مرا با مدادی پر از خیال تو بر ذهن کاغذ تصویر می کند و من در چشم فرداها تماشا می شوم !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 16 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .