♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پریدم از خواب من سراسر حسرت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واقعیت های مجازی پنهانند....مثل ویروس ایدز ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق راکنار خزر باید یافت.....کجایی سهراب ....شاگردت را ببینی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به حقارت نظر مکن...بر من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از شوق به هوا می پرم چون کودکی ام.....سقوط می کنم.....همین..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با من بگو... بگو ماهی های مرده ی تهه حوض حسرت پروازشان کجا رفته ؟ دیگر برای آسمان دست تکان نمی دهند با حباب های کهنه ی کفِ حوض آرزوهای آبی می کشند چند روزیست پولک های تفکرشان زیر آب ورم کرده... مثله زنده ها زندگی می کنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کمک کن زودتر بمیرم...در سال نو.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ....اینجا که ایستاده ای..چارشنبه آخر سال ...دنبالر ... یعنی کانون درد من که شب ها با والیوم به خواب می روند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتابگردان ها ی غمگين مي ميرند وقتي دلشان از نديدن پُر ميشود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باور کن بانو..گلوله های نگاهت مشقی نیستند...رحم کن...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .