♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم تنگه بهار نارنج خزر.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی توان از تو ننوشت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کفشهایم کو ؟....................!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم برای من همونی..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش...... بنماند هیچ اش الا هوس قمار دیگر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید این انتهای کلام من برای اثبات کالبد کاغذیم باشد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریشه های عشق من سخت در زمین گرفتار است ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دلم را شکستی با حرف هایت ....فقط به تو و غم هایت فکر می کردم ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کافه چی!!! خواهشی دارم صندلی خالی کنارم را بردار در من از این صندلی حسرت تماشای لبخند زنی نفس می کشد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .