♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زندگی روی بعضی آدمها باید لاکِ سفید گرفت تا روزگار را بریمان سیاه نکنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریخت دیواری که به قابت تکیه داده بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسی که در آن یادت باشد و تو نباشی حسرت است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغض یعنی نرو! بفهـــــــــــم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هاى باران حرف مرا مى فهمى! عطشى تاخته بر این دل من رقص كن... پاى بكوب... نیزه بزن... رقص تو باز تماشا دارد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مراقبم باش ؛ من از درون شکسته ام . به کوچکترین ضریه ای فرو خواهم ریخت . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانمان سوز ترین بلاست . . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .