♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به گیلاس ها چه کار داری ! آنها تنها به گوش های دختران ِ باد ، می آیند ! سهم تو همانی ست که در دل داری بیشتر می خواهی ؟ دلت را بزرگ تر کن ! همین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گره ای به شالم می زنم! رو می کنم به جاده ، میروم من هم روزی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را نمی دانم چرا دوست می دارم شاید در عمق ِ چشمانت آنجا که سالها را پنهان کرده ای نوری دیده ام به روشنایی خورشید خورشیدی برای کوچه باغ ِ خلوت ِ شعرهای رنجورم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
Sen Geri dönmeyeceksin Bütün şiirler Bunu anlatıyor
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به عریانی ِ درخت قسم روزی چشمان ِ تو تنپوش ِ من بود ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این " ناگهان " ِ لعنتی اگر نبود دستت را میگرفتم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر من شهوت باران است بر شالی های خزر راستی نمی دانی چقدر تنهایم بانو نمی آیی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیدارم نکن تو را در خواب دیدم زیباتر بودی !...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسمت را موج میبرد خودت را کشتی موهایت را باد و یادت را … دفتــر گــم شــدهام! …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگ توام شعر مینویسم و واژههایم را کنار میزنم که تو را ببینم …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه ها را شال گردنی کرد بر بهمن زمستانی ...تا گرم بمانم ......عطشی داشت......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو ... که می گویند عشق نیست !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .