♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیالم را پر کرده ام از بافتهای رنگی آبی سبز سفید... به تو که میرسم کلاف را گم میکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی میرود ...همه چیز را می برد ...شوق را ....شعر را ...قلم را....جوهر میگرید بر کاغذ های کاهی......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معنی ِ خوب ِ بودن را برایم ترجمه خواهد کرد . .. چایی که مقابل چشمان ِ تو نوشیده شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک کافه تنها وسط شهری شلوغ ! میز ِ دو نفره دو صندلی با جای خالی آدم هاش جا سیگاری رژلب ماسیده بر سیگارهاش....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه آرزویم این است ...فردا در آغوش مادرم چشم بگشایم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار سرم میدان اسب دوانیست اسب ها در سرم می تازند چهار نعل...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فراموش می شوم به سادگی آبی که ازیاد برده است چشمه ای که روزگاری عاشقانه از آن جوشید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغلاماغا گلميشم..ای یار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغلايارلار ، گولرلر گؤز ياشيني سيلرلر گئچن گونون قدريني گلن گونده بيلرلر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دونیادا ۳ شی چوخ ایسترم . داغدا داشی .گوزده یاشی . سن کیمین ناز یولداشی….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب چقدر هوس کردم بمیرم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتــش ..... بــه جــانــم انــداختــهای . . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 17 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .