♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کــــآش تا فـــراموشم نکـــرده ای آلـــزایمــر بگیـــرم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم ها می گویند باران را دوست دارند اما تا باران می بارد چترشان را باز می كنند می گویند پرنده را دوست دارند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرار نبود که مرا پرت کنی آن بالاها و بعد دستانت را بدزدی که زمین بخورم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو......دستهای ت پُر است از ایمان، سفره کودک یتیم امّا گرسنه نان است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سخت دلتنگم از این روز و شب و فاصله ها...کاش از دل برود حس کبود شب تار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قفس را ببند آزادی نمی خواهم اینجا بيرون پرنده مي كشند...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شکست شيشه خانه شکست چيزی نيست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برو... تا میتوانی مقتدر برو... اما یادت باشد بیش از چند متر به تو میدان نخواهند داد...همین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهاییش را اشک می ریزد..سکوت زندگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام تلاشش را کرده بود تا غروب خورشید دلش را به تصویر بکشاند عکاس را کشتی ....حالا بخند ......خجالت نکش.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .