♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه قبل سفر شهر سوت و کورتر است...نرو من میترسم....از سکوت زندگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آبی بی رحمانه ی چشمانت غرق شدن را می دانستم اما شنا کردن را هرگز...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق مخصوص وصال است ، اگر بگذارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تشنه پرواز بودم .....بالهایم را شکستند.....جانباز 80درصد شدم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بکو بی من دلت با لذت پرواز می جنگه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزنامه ها به غیر از کشتن مگس به درد هیچ کاری نمی خورند در عصر آزادی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیزم بیاورید ایمان شاعرانه ای در این آتشکده ضعیف شده است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ نیایشی دیگر آرامم نمی کند دعایم نکنید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهای آخر نفس کشیدن اینجا........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت چون اگه خودتو بگیری میندازنت...عزیز من ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها همه میگویند رژیم بگیر... امااگرنخورم میمانندروی دستم... این همه غم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت کافه آخر خط بود در انگشتان فالگیر و هیاهوی خداحافظی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشت های عاشقت رسواترین راهبه های جهانند و سینه ام! کلیسای کوچکی پر از ارگ های بی قرار...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .