♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی صدای پای تبر به جنگل میرسد.....آهنگ مرگ همه جا را میدود.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وجودم تاریک است. درست مثل رنگ خالص بدی. خبری از معجزه نیست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالهاست انسانیت را فروخته اند آدم ها و موجودیت را گم کرده اند که نه می توانند مثل سگ وفا کنند از روی غریزه و نه انسان باشند از روی آدمیت!! !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کیا آب انار دوست دارن با نمک؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می آیی سوار بر تند باد عاطفه در برگ ریزان فاصله به حرمت انتظار می نشینی بر بالهای خیال گونه ی شقایق از رنگ چشمانت شرم می گیرد! باغ دلم در عبور تو سبز می شود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نــه، هـــوای جنگل دارد ســـرم نــه، به دریــای احساس می زند دلــــم ... !!!شاید مرده ام....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکی را پرسیدند : عشق غم است یا شادی ؟ انگشت بر لب نهاد و گفت " انتظار "
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .