♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلت میخواهد به زبان گل ها حرف بزنی مثل یاس که واژه هایش ساده اند و سپید!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر از دوست چشمت بر احسان اوست......تو در بند خویشی نه در بند دوست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میتوان فراموش کرد برای لبخندی که زده ای جواب نگرفته ای ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کارخانه ژیان / تهران سال 1339
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اولین خیابان آُسفالته تهران؛ خیابان الماسیه سال 1310
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیر چشم آرزوهایم کبود شده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو سـفر کردی به خـورشـید ، رفتی اونور دقایق منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از عشق چشمات به گریه زدم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغوش بگشا . . . من تنهايم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه شاعرم ! نه مردی ، که دامنش به آرزویی گیر کرده باشد! من فقـــــــــــط یک "فرض محـــــــالم"...!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .