♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستانت بوی تنم را میدهد تو تا کجای قلبم پیشرفته ایی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تماشا کن ....چشام دارن خیس میشن روبروت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از تمام روزهایی که گذشت در سال کهنه ....فقط لیوان چایی ام را به خاطر دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین هر بار اکه روی این سطر تو را می نویسم باران میگیرد . . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .