♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
...زندگی ردیست به نام غم.زندگی فریاد بلندیست به نام آه.و دنیا پایان آرزوهاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر سنگینی می کند شانه هایم از غم سکوت و تنهایی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از زخمهای کهنه به کجا می توان گریخت ؟ که آنها جزئی از وجود تو شده اند و تو ، چیزی به جز کل ِ رنجهای ِ خویش نیستی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عشق فقط اين را مي دانم كه هميشه يكي مي ماند و يكي مي رود و اين ميان قلب يا قلبهايي مي سوزند و خاكستر مي شوند و روح يا روح هايي زخمي تر !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صبح که می شود تکرار می شوم در حلقه ی هر روزم . زندگی که نه . . . جان کندنی ست به قیمت بودن،...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که می بارد... بغضم طلوع می کند و آب می دهم حریم قدمهایی را ـ که با هم در گلدان کوچه کاشته ایم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .