♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم با درختها در عزای تابستان همخواب شوم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها به "انتهای آیه "چشمانت که می رسم ، بی درنگ "وقف" می شوم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه زندگیم درد است ؛! !درد ! نمی دانم عظمت این کلمه را درک می کنی یا نه ؟! وقتی می گویم درد ، تو به دردی فکر نکن که جسم انسان ممکن است از یک بیماری شدید بکشد.! ! نه ! روحم درد می کند .!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای پای خزان است!یک نفر در را به روی حضرت پاییز وا کند ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم را می سوزانی وقتی تمام اشک هایت را جمع می کنی چشم هایت را قرمز می کنی صدایت را می لرزانی و مثل دیوانه ها فکر می کنی ...که من ...که دل ...که عشق نمی فهمد که گریه بی صداست ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .