♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها دلم حرفی ندارد تا پیاده کند روی سنگفرش دنبالر ....جز دوری او.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم و حوّا بودن سخت است وقتی بنا به یک عمر زندگی باشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه آرامش بخش است این روزها... دارد دریای دلم از تلاطم می افتد در پی یک حس تازه...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که نیستی هوا را بغل می زنم تا نفس بکشم عطر روزهای بودنت را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب نمی کنم تا بیایی و آرام جانم شوی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر مسیــــر چلچله را سد نمی کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوستیمان ارزشش بیشتر از این حرفهاست... فقط کمی به من فرصت بده تا دلم را پاک کنم از حسی که چند وقت است ریشه دوانده در فکر و قلبم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نمیدونم چه چیزی کاسه ی صبر من رو از من ربود.... بی حوصله ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر توانم طاقت نخواهد آورد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگه برم بهشت اولین چیزی که از خدا می خوام اینکه بذاره برم روی ابرا سرسره بازی کنم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر دلم رنگ می خواهد ... که بریزد به سراروی این زندگی ... کمی پر رنگ شوم ... کمی کمی کمی ... خدایا، گوشت را بیاور جلو : -همان که دیروز گفتم ... همان خواهشـــــــــــــــــــــــ ... - خواهشــــــــــــــــــــــــــــــــ ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه حس های ضد و نقیضی دارم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش این فقط یه دلقک بود،.......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .