♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این سوسوی بی کسی.....فقط دلم به مرگ خوش است.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما رسیدیم اما به بن بست!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای گریز از این هوای مسموم من و پاهایم حرف هم را خوب می فهمیم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیازی به عکس یادگاری نیست... مرا تا همیشه اینگونه به یاد آر!!!لبی خندان و دلی غمگین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو كه رفتي باران بوي پيراهنت را از باد گرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق تو به کام مرگ می کشاند. من این را می دانم اگر بمیرم عاشقت بوده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر تو شعر نیستی..... معنای زندگی هستی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه همین است تو می آیی دست روی شمعدانی های کنار حوض می کشی ومن می مانم برای نوشتن نامت روی تنه ی درخت ها همیشه همین است تو می روی و مهربان می مانی و من همیشه با خنجری در دست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تورا می فهمم با چشمهایت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راهی نمانده بود ......................افسوس.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواهند ریخت.........غبارهای خاکستری
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که هستی همه روزهای بارانی را دوست دارم حرف ها، همه را عاشقانه نوشتن باشد برای بعد!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 3 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .