♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می خواد وقتی مُردم لااقل قشنگی های دنیا رو دیده باشم..........چشم های تو رو میگم خو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در اعماق نگاهم اشکی است ساکت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باور کن همین روزها دیوانه می شوم طعم درخت می گیرم میزبان شلوغی گنجشک ها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با همه ی وجود حس نکرده ام ... باران را - هیچ وقت -
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه را نشنیده بگیر.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین چه ساده دلم تنگته.............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جلو رویم دره ی عمیق تنهایی ست پشت سرم جاده ی بی انتهای پشیمانی! و کوله بارم نمکی برای زخم هایم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزهاااااااااااااااااااا......آه حسرت داغ داغ..................غنچه ی توی خاک....سرد سرد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روز سرد خاکستری با قلبی بی تپش در ثانیه های خمیازه کشان می روم سوی پرتگاه خاموشی احساس تا قلبم را بسپارم به تاریکی بی تو بودن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگاه دلم تنگ باران دیروز می شود!! کوچه ها را می پیمایم به دنبال گودالی پر از ابر.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عطرت پیچید میان خانه اما..... پنجره باز بود و گریخت از دستم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـــــوا ابـــریــــســتـــــــــــ امـــا در ایــــنـــ هــــوایــــــ ابــریــــ هیـــچــ کــســ نــیــامــــــــد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم حضورم شبیه مرداب ها خاموش و تاریک است. می دانم ساده و تلخ شده ام...کاش تمام نور ها می مردند، و تو، شراره کوچک شمعی، سو سوی فانوسی، زنده میشدی باز، ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .