♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر این دوستداشتنهای بیدلیل خوب است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگران من نباش! من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام که دیگر هیچ وعده بی سرانجامی خواب و خیال آرزویم را آشفته نمی کند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می دانستم ؛ چه کسی این سرنوشت را برایم بافت آنوقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغض هایم را نمی توانم .. فرو ببرم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگی بد نیست ، یادگاری است از آنانی که داریم و دورند بگذار سکوت کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیدانم وقتی بیایی ...این بار کنارم می مانی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش ميان همه ي راهها، راهي مي ديدم راهي که تو را به من وصل کند کاش عاشق نمي شدم کاش برايت حرف نمي زدم، که امشب اين گونه بي تاب تو شوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من فقط یک سکوتم....سکوت یک زندگی.......چه لحظه های خوبی ست زیر باران سکوت زندگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یارو داشت یا خدا مناجات می کرد....گفت خدا ....می دونم خیلی منو دوست داری .......شرمنده من ....نامزد دارم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا ببخش...اگر به تو پیله کرده ام٬قدری طاقت بیاور!پروانه می شوم و می روم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گذشته های دور را خواهم بخشید ! زیرا آنان همچون کفشهای کودکیم نه تنها برایم كوچكند ، بلكه با آنها از برداشتن گامهای بلند عاجزم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به فکرنوازش دستهای منی بی آنکه بدانی این دلم است که تنها مانده دستهایم دوتایند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق اگه با عقل در تضاد نبود که بزرگترین اسطورش مجنون نمی شد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در حضور تو من دست و پایم را گم کرده ام و تو به جای دست من بهانه میگیری !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .