♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه روزبهم گفت میخوام باهات دوست باشم آخه میدونی: "من اینجا خیلی تنهام" بهش لبخند زدمو گفتم:اره میدونم.فکرخوبیه منم خیلی تنهام. یه روز دیگه بهم گفت:میخوام تا ابد باهات بمونم.آخه میدونی: "من اینجا خیلی تنهام" بهش لبخند زدم وگفتم:آره فکر خوبیه منم خیلی تنهام. یه روز دیگه گفت:میخوام برم یه جای دور،جایی که هیچ مزاحمی نباشه.آخه میدونی: "من اینجا خیلی تنهام" بهش لبخند زدم وگفتم:آره میدونم فکرخوبیه منم خیلی تنهام. یه روز تو نامش نوشت:من اینجا به دوست خوب پیداکردم.آخه میدونی: "من اینجا خیلی تنهام"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می توانستم برای همیشه پرواز کنم از این زمین..... یا..... جان دهم...یا به آنجا روم......که زمین و زمینیان نباشند... که..... سخت دلگیرم ..... از همه و همه چیز.... که... سخت دلتنگم.....سخت تنهایم. سخت... خدایا.....مرا دریاب در این تنهایی..... تنهایی تلخ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب........خرابم.........همین......سراغی از سکوت نگیرید....لطفا.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر سخته.........تنهایی....یلدایی بودن.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به عشق تو می نویسم تا بخوانی و این قلب عاشق مرا باور کنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برف را دوست میدارد کسی که دلم برایش آب میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش در این شب فقط تنها نبودم.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچوقت به رؤیاهای کسی نخندید . مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب آخرین برگهای پاییزی با رقص سقوط میکنند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب چند دقیقه بیشتر از همیشه نیستی... یـــــــلدا یعنی همین...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اکثر آدم هایی که از داغ دلشون می نویسن ... یا ادم هایی که واژه ی انتظار رو تو دفتر خاطراتشون هَجی می کنند ... دوست ندارن کسی دست به اون نوشته ها ببره ... اما نمی دانم چرا هر گاه می خوام درد و دلی کنم، دوست دارم به جای زدن قفل بر دفتر خاطراتم ، فریاد کنم. هر چی تو خودم ریختم این همه تنهایی و غم و ،خسته شدم ... شایدم کاسه ی صبرم از این همه سکوت نابجا فوران کرده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خلوت زندگی، تحمل دلتنگی هایی که مدام به پنجره دل ما تلنگر می زنند، آسان نیست ... خاطرات شیرین روی ریل ذهن ما به سرعت ثانیه ها می گذرند و ما دلتنگ آن چیزهایی میشویم که روزی لحظه های دلپذیری می آفریدند. چرا ما فکر میکنیم زندگی همش تجربه کسب کردن است؟ زمین خوردن و بلند شدن ... برای به دست آوردن تجربه...آخرش چی؟ پس کی باید زندگی کرد؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .