♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من که سیگاری نخواستم! اشک هایم را دود میکنم یادت را دود میکنم نگاهت را دود میکنم چیزی جز ته دلی باقی نمانده! آن هم زیر پا له میکنم…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چرا، تارهای مغزم واژه های بی روح را، میان انبار قلبم ،، بی دلیل به زنجیر کشیده است !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریه مدتی است ، رگ های قلبم را دوپینگ می کند ... اما ،، سکوت،مسیر اشتباهات را ، لابه لای غبار بی کسی محو می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم حکایت ها دارد ... مرا چه به تنهایی و سکوت ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تپیدن های دل ـ از پریدن های رنگ ....عاشق بیچاره هر جا هست رسوا می شود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر نیامدی که زرد شد علف های سبز زیر پایم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران را دوست دارم چون صـــــــــــــــــدایش ســــــــــکــــــــوت تنهاییم را می شکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستام از این که هست تنها ترم می شه...می دونم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنان که عوض شدنشان بعید است ، عوضی شدنشان قطعی است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از این به بعد از جلو به من خنجر بزنید پشتم دیگر جایی ندارد ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .