♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام نشیتی اینجا......سوختنم را ببینی.....؟کاش می شد از خاطره ها جدا شد آنوقت دیگر چیزی آزارت نمی دهد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ....چه زود خسته شدی از من..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بیگانه است گام های تو با سرنوشت من
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ايست . . اينجا بازرسي ست ميگردم . . مبادا . . با خودت دل بياوري . . عبور دل . . ممنوع است . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای ستایش تو همین کلمات روزمره کافی است همین که کجا می روی ، دلتنگم . براي ستايش تو همين گل و سنگريزه كافي است تا از تو بتي بسازم . ( شمس لنگرودي )
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار آخرين كلام من اين باشد كه به عشق تو اعتماد كنم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایت را ببند و شمع ها را فوت کن این تاریکی آخرین روز های پاییز است دست ما نیست زنگ ها را زده اند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی نیست دارم از شب دور می شوم با ردپایی از برف میان کوچه ها امروز پنجشنبه ساعت پنج بامداد و این اولین باری نیست که به تو فکر می کنم به روسری آبی به مانتوی سفید به خیابان دربند و طعم ترش لواشک...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگران نباش سحر ..... رسید ...کنار این جاده می نشینیم....تا بیایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گلوله های نگاهت...امشب خواب هایم را سوراخ سوراخ کرده اند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زدی باز کردم سلام کردی اما صدا نداشتی به آغوشم کشیدی اما سایه ات را دیدم که دست هایش توی جیبش بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر بهار بودم جذبه ی نگاهت را تا پاییز زندگی به جان می فشردم عاشقانه بدون تردید٬ بی هیچ بهانه..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب از پشت ابرها بیرون نیامد ماه.......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .