♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر این روزا مثل اونوقتاست که هیچ وقت اتفاق نیافتاده بود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوسه با لـــجبازی ، بیشتر می چسبـــد ....حالا تا می توانی لجبازی کن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که لبخند می زنم ! لبهایم .. خون گریه می کنند . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم اینجا به تو خوش است.......اما با سردی کلامت ....پـــ ــودر می شود ! دلـــــ ــــم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب استُ گردباد چشمانت در خواب دلم می پیچد پر می شوم از خیال آغوشت پلکم از تو بوی گل می گیرد آب می پاشم از گلاب دلم راه را پل می زنی به تنم حدیث برکه و ماه را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شبا رو با بغل کردن عروسکی که روز آخر ، عطرتو روش خالی کردی به صبح میرسونم ... شب هایی پر از بوی تو اما بدون حضورتـــــــ ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کــــ ـــاش اورژانـس "بــغـــــــل" داشــتـیـمـــــ ! زنـگــ مـی زدیمــــ اونی که میخواستیمـــ میومد، خـودمــون رو مـینـداخـتـیـم تـــ ــوی بـغـــلـش ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام احساس من درون یک پیاله ی آب جا می شود می توانی به تمامی بنوشی احساس من، با بودنت با نوشیدنت با عطر موهایت گلاب می شود و بی بودنت....... گنداب میان گلاب بودنم و یا گنداب شدنم فقط ندایی فرق است مرا صدا بزن ندای تو برایم زندگیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو .....اگر بین دستهایت و خدا طنابی بود خود را حلق اویز میكردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش همیشه ....................................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای خودم چای دم کرده ام هوس کرده ام یک نفر باشد و... بنوشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .