♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدايت مي کنم هر شب ....... خيلي دلم گرفته براي اونکه نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیای پرنده آسمان است. دنیای ماهی اقیانوس است و دنیای من چشمان تو پلک برهم نزن می ترسم از چشمانت بی افتم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی لیسیدن عسل از روی بوته های خار است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند... و من با دستانی که زخم خورده توست... گیسوان بلند تو را نوازش می کردم. و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی. و ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلعه ام را می سازم... با یک عالمه زیبایی... ناگهان یک موج... رو به دریا می ایستم و به جای خالی قلعه ام زل میزنم! ته دلم خالی می شود... حس غریبی ست! یک نفر زیر گوشم می خواند : دیوانه! کاخ رویاهایت که نبود...! آن فقط یک قلعه ی ماسه ای بود! در ساحل قدم میزنم و آرام آرام تکرار می کنم: دیگر دلت را به دل خوشی هایت خوش نکن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماهیگیرها... آنها خوب میدانند... که دریا چقدر زیباست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طبق قانون... پایان های خوش داستان!!! بهترین قسمتش اینه... دیگه خونت در نمیاد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز چند شنبه است........؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی هم عالمی دارد.......هی وای من........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید..................................برای همیشه...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایت را که می بندی خواسته و ناخواسته دلواپس اینم در قاب چشمانت نکند خواب مرا نبینی.. .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیبا ترینها را بیافرینند ... !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ... چشمانم بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .