♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت را از من دریغ نکن....این تنها سهم ِ باقیمانده ی من است از تو...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرچه قدمهایم را میشمرم به آخر نمیرسم! چه بی انتهاست وسعت خیال با تو بودن ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من همان کودکی که سنگ را به نیت دفع دشمن به سر دوستم میزنم چرا که دوست و دشمن را یکی میبینم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش یکروز صبح کسی فریاد میزد و ما را از خواب غفلت بیدار میکرد ، اما افسوس که حتی خروس هم دیگر صبح صدا نمی کند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست روی کاغذ است ... یک فریاد از نسل پرواز ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روز ها اشک هایم همه ی حرف هایم را میشویندو دلم خاک باران خورده ی غریبی ست که از التهاب جاریست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامش فقط مخصوص پروانه است که ترسی از پرواز ندارد .... نه من که در پیله خود اسیر شده ام و برای یک لحظه نمیتوانم پرواز را تصور کنم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کــــــــــــــــــــــاش کاغذ و قلمم گم میشد تا حرفهایم را روی دل تو مینوشتم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی نشسته میان چشمانم............ دعای باران میخواند........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمامـ ِ من درتو خلاصه میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تــــمـــام حـــجـــــم مـــــن مــــگــــر چــقـــدر اســـتــــ.... کــه در هــیـچ آغــــــــــــــــــــــــــــــــــوشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی جــای نـمـی گــیــرم؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر باران بگذارد اگر تو ا بگذاری خواهم نوشت تا راهم را تقسیم کنم میان کلمات و میان آدمهایی که گذارشان می افتد به آواز گنجشکهای بی سرزمین.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .