♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پُشتم را خالی میکنی .....میمیرم ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق شبیهِ شعر نیازی به توضیح ندارد یا نشانی میگذارد یا فراموش میشوی .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردبی رویا... زخمی دنیا... محکوم به تکرار... تکرار روزا ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ اگر سایه پذیرد ---- ما همان سایۀ هیچیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فنجان چای تلخی سر کشیدم و تنهایی جهان در دلم نشست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برگ ها ،خسته میریزند در این پاییز.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم بــانــو با رفتن پاییز مرا کامل فراموش خواهی کرد با تـابـش نـرم و گـرم آفـتـاب زمستانی تـمـام خــاطـرات بارانــــی و بـرفی مان را فـرامـوش خــــواهـی کـرد آن بعد از ظهر سرد را مـیـگـــویـــم روز اول دیـدارمـان خـاطـرت هـسـت هـنـوز ... !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـنوزهـم آســـــمان چـشــمـهایـم امــن تـرین جـا بـرای ابـرهــای بــــــارانی سـت بـارانی کـه تـو دوسـت مـیـداری زیـر آن راه بـروی ، قـدم به قـدم آیـــا بــا مـــــــــــــن ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو مرا خطاب کن به هر نامی عابر زخمی ِ کوچه ی خاطرات یا درمانده ی درد آلود یا شاعر شعرهای بی پاسخ ولی من ترا بنام خودت صدا میکنم...... بـــانـــو..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیاد هم محال نیست ....مرگ در آغوش باران .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرزو های من همین اندازه ست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .