♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگ یعنی مـــن آن هنگام که تو نیستی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می شود خستگی هایم را با خدا تقسیم کنم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رویایت هنوز جان دارد وقتی آه می کشم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من برای باختن نیامده ام نگاه آسمان لبریز از فانوس هاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه آرزوی دلانگیزیست! نوشتن افسانهای عاشقانه بر پوست تنت و خواندن آن برای تو …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت شبه جمله ایست طولانی که آخر یکی از سه نقطههاش آویزان ماندهام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به گمانم دیگر آبها از آسیاب افتاده است حالا که نه من به تو شباهت دارم نه تو به من جایی از زمان شباهتهایمان عشق بازی میکنند و آسیابان دیگر کاری به کارشان ندارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی خواستم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود . اما این روزها ... کاری از دستانم بر نمی آید ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بودن و نداشتن ... چـــه تــنــاقــض دلــگــیــری .!.!.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بسیار کم میآورد باران وقتی که لبهایت با بوسه میآید.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 14 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .