♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من، با خسته ترین بالها در آغوش نفس های به شماره افتاده سقوط کرده ام!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر پرده ی گوش هایم بدهکار هیچ همهمه ای نیست اند! به جز آوازِ روح انگیزِ چاووش! چاووش، بخوان! چه خوش می خوانی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من، داسم را جز برای علف های هرز... تیز، نکرده ام!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لیوانی آب...می خواهم، آبی که از ســـــــرم گذشت...و به دریــــــــــــا، نرسید!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا جرقه، جان، نگیرد؛ جگری جزغاله نمی شود؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل به چه بستی تو؟ باد از من پرسید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـــــــانه زمينگير است..در شعرهای بی لبخند من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد موافق می وزد باز می آورد عطر تن ت را بو می کشم پیراهن ت را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بو داغلار اودا یانسین اوت توتسون اودایانسین یاریما گئدین دئیین من یاندیم اودا یانسین
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .