♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ابرها دائم در آسمان می آیند و می روند ... بی باران ... ، زمین را دود گرفته ... ، درست مثل ِ خیال ِ تو در سر ِ من که دائم می آید و می رود ... ، بی تو و ... من را درد گرفته ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانی ... مهربان ؟ درد داشتن هنر نیست ... امّا ... درد نداشتن عین ِ بی هنری است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی رفتار ماست . ، وضعیت عشق نیست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید این انتهای کلام من برای اثبات کالبد کاغذیم باشد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریشه های عشق من سخت در زمین گرفتار است ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد نوشته های من هیچ مخاطبی ندارد .....جز یگانه پروردگارم .....همین.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم تنگ است، برای دخترک آرزوهایم که بر باد رفت....در دنبالر.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میگریزم از تو و از احساسات تهوع آورت از ؛دوستت دارم؛ حقارت آمیزت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز آنقدر شب نشده ام که... ماه بر پیشانیم بنشیند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من همه حواسم به چشمان مردم شهر است ..فقط........ که عاشق خنده ات نشوند....وقتی می خندی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار دچار خورشید گرفتگی شده ام ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .