♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عـاشـق شـوی “چـشـم سـفـیـد” خـطـابـَت مـیکـنـنـد ! راسـت مـی گـویـنـد ... چـشـمـانـَم سـفـیـد شـد بـه جـاده هـایی کـه... “تـو...” مـُسـافـر هـیـچـکـدام نـبـودی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوش بودن که به همین سادگــــی نیست! کلی ماجرا دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواستند از عشق، آغوش و بوسه را حذف کنند؛ عشق، از آغوش و بوسه حذف شد ...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـــا دیگـــران مــی میخــوری .... ! بــا مــا تلــو تلــو ........... !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلمات بی احساسند نمی دانند من بی تو چه می کشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب ِ یک جمعه ی پاییزی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا جاییست که حیواناتش حفاظت می شوند ولی دلهای آدمهایش نه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و تو هر دو تنهاییم، تو در قلب من و من در میان مردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی که روی خوش نشان نداد... مرگ اما با لبخندی بر لب در پیاده رو قدم می زند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جنگلی ست در دلم... اینروزها اما درختان بی پرنده اش قصد کوچ کرده اند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .