♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفتن گاهی یعنی بــــــیــــــــــآ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زنده گی گاهی از جایی شروع میشود , که یکی موهایش را بالای سرش جمع میکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زندگی یا باید سوخت و یا باید شکست...و جز این دو راهی نیست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا شب را آفرید بشر، تاریکی را..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر ساحل سرد دریاست کـــ پیر می شود موج بـــــ موج ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لغت در لغت می پیچم کلام در کلام می آورم احساس در احساس می نشانم تمام اینها برای این است که... بگذار بی پرده بگویم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام فصل ها قشنگن ولی قشنگی پاییز یه چیز دیگه ست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نمی توانم شعری بنویسم دستم جامانده در دستهایت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من انسان خوشبختی ام می توانم چلّه ی زمستان شعری بگویم که تازه از خرما پزان ِ تن ِ تو برگشته
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایِ هر کسی که زنده باشم، تنها، برایِ تو میمیرم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازتمام دنیا یک صبح سرد یک چای داغ و یک صبح به خیر تـــو... برایم کافی ست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .