♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم به حال پسرک .... باکره احساسم میسوزد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگــونــه تــو شعــر مــی شــوی در ذهــن مــن و جــاری مــی شــوی بــر کــاغــذ پــاره هــایــم و ایــن دو خــاکستــر نمــی شــونــد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داغی از تاریکی٬ بر دل خود دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه حتی اگه کوه هم پشتم باشه می ترسم .....می ترسم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه غریب مینوازد ساز های دل های از دست رفته..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی نمی شود ..... فراموش کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلب من به سوی تو پر می زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستان ترانهی نچسبیست وقتی هنوز در حنجرهی پاییزی دیوانه اسیری.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در معبر کدام باد معبد ساخته ای؟ هیچ خدایی در تو ساکن نمی شود.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماه پشت شیطنتهای نگاه تو نقشه میریزد خندهای مرموز دارد باز.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 15 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .