♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنبد کبــود انتظــارت را میـکشد و چــه شیــرین است طعــم چنـد کلمــه کــه میگــوید : کجــایــی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا با این همه آب رودخانه با این همه آب تنگ کوچک حتی با این همه آب رخصت نمیدهد این همه آب تا بنگریم ماهی چگونه گریه میکند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روز خواهیم گذشت از همه ی تاریکی ها ، پل خواهیم زد به آنسوی دریاها ؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس غریبی دارد هاشور خمیده ی ماه بر پیشانی شرجی من.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطره ها قدم ها رو سنگین می کنند حتی در خلوت ترین پیاده روی شهر..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ....دل تنگی هایم را جمع زده ام ...تا روزی به رخ خدایت بکشم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت می کنم نیک می دانی سکوت سرشار از ناگفته هاست سکوتی برگرفته از ناتوانی واژه ها یا خستگی مفرط استا’َُصال , یا حفره درون دل یا هرچه ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق، همین واژه مجمل چه دره هایی رابرداشت! چه کوه هایی رابه هم رساند! به راستی که معجزه می کند این پیغمبرلال!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالهاست در گلو مانده اند! همین روزهاست که به بغض هایم خمس تعلق گیرد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 15 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .