♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این جایم بر تلی از خاکستر پا بر تیغ می کشم و به فریب هر صدای دور دستمال سرخ دلم را تکان میدهم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دوستش دارم............همین......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تحمل می کنم به خاطرت اینجا........حتی نامردی ها را.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم میخواد بالا بیارم بعضی بی جنیه هارووووووو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوروش بخواب که ما بیداریم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این عاشقانه هایی که به نام من تمام میشوند نه از چشم های تو با خبرند نه از درد های من. تنها به این بهانه نازل میشوند که مرهم زخمهای عاشقی باشند کنار خزر که با کلمات من همزاد پنداری می کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی وزن نگاهیست که در خاطره ها می ماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از زندگانی ام گله دارد جوانی ام.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حــــواست بـہ دلتــ باشد . . . آن را هـ ــر جایـے نگــذار! ایــن روزهــا دل را میــدزدند . . . بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد جـای صـــندوق پـستـــ آنــ ــرا در سطل آشـــغال مے اَندازند ! و تــو خوبــ مـیدانے دلے که اَلمثنے شد! دیــگر دِلــــ نمـیشود. . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .