♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرخی چشمانم و التهاب پلک هایم برای چیست... قول بده اگر آمدی نپرسی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
او جانشین تمام نداشتنهای من است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی شک شعر بهانۀ زیستن من است و انگار بی وجودش مرگ ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر دور تر از احساسم ایستاده ای ... از این فاصله، تو حتی صدایم را نمی شنوی چه برسد به دلتنگی !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داستان آزادی شبانه [!]بوک چه بود؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یـه پـیـک مـشـروب . . . مـیـخـورم ، مـیـچـرخـم ، مـیـرقـصـم ، مـیـگـریـم . . . تـا نـبـیـنـم . . . نـبـودن ِ بـی دلـیـلـت را !!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .