♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صفــــحــ ه سفــید زندگـیمــو سیــــاهـش کـــردی لامـَـصـــب حـــداقـــل بـــرگــرد خَط خَطــــیاتـــو خاکســتریش کـن و از دردام کـَــم کن و بــُــــرو......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حال گرفته ام را با یک بطری مشروب هم نمی توان خوب کرد ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی چیزی میشکند ، یا نرو و یا برنگرد ... چیزی که میشکند با چسب هم که بچسبانیش اثرش پیداست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تـو چـه ميداني از حـالُ روز كــَسي كه ديگــر هيــچ نـِگاهي دِلــَش را نميلَرزانــَد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای خدا تو که نمی خواستی آدم سیـــــــــــــــــــــب بخوره ، درختاش رو چرا کاشته بودی؟ هان !؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 26 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .