♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو..............آرزوهایم کوچک است و دلم قانع ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رسم عاشقی در این است که عاشق به تمام مظاهر معشوق دل ببندد و او را در هر لباسی که میبیند تقدیس کند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درخت سیب خشکید و من چشمانم را نگشودم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرکت آهسته و سنگین قلبم...هر از چندگاهی تبدیل به قطره اشکی میشود در چشمانم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبنم و برگها یخ زدهاند و آرزوهای من نیز هم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته از تمامی پنجرهها... خسته از شلاق بیرحمی... دیگر بار لب گشودن تا سخنی بیابم و بگویمش.... اما غمی یافتم در سکوت همه لبها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیروز گذشته است .....فردا نیامده است امروز گریزی بیپایان دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من پرندهای هستم که هنوز پرهایی از جنس پرواز دارم٬ اما جایی برای پرواز ندارم٬ آنهایی که سکوت را در من شکستند٬ عصیان باقی گذاشتند٬ آنهایی که چشمان مرا گرفتند٬ رنگ باقی گذاشتند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش هیچ گذشته ای نبود هیچ خاطره ای هیچ .. . . تکرار هم دیگر معنایی نداشت.. و نگرانی.. . . . همین.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لـــحظـــهـــ هــایَــم مــــالٍ تــــ ــــو . . بــه قیــمتـــــِ "صــِـــفر تـــومــَن " ــــــهَمــین کــــِ "تــ ــــو" کِنـــار "مـ ـــَـن" باشــــی ، ـــثــروتــ ــمــنـدتریـــن انــــ ــســـانـــَم ♥
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به نبودنهایت عادت کرده ام روزی اگر باشی دلم یکه میخورد.........!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همچون تمامی جمعه های نیمروزی بیاد نمی آورم. جامدم یا خشکم ، و پر عطش... نگاه عبوسم را به لکه ای در سقف می دوزم. دستم کور کور میگردد. یک فندک/ یک سیگار و پشت نیمه بیدار ظهرهای جمعه آتش،دود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای مُرده شوری که ای بسا بسیار پاهای خوش تراش تر و عضلانی تر دیده و آسوده از هر سبقه و تاریخی شُسته شان، دیگر چه اهمیتی دارد این دو پا که متعلق به من است....در کدام جاده....دنیا را دویده.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .