♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه قبل سفر شهر سوت و کورتر است...نرو من میترسم....از سکوت زندگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی جمع حد فاصل هاست مرز بین حقیقت است و دروغ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیای پر از برابری میخواهند هی خواهری و برادری میخواهند یک مشت جوان بی سر و پا در شهر....دین بدون توسری میخواهند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خوبم ....ببین میخندم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید به نوک درختان عادت کنم وگرنه مرگ هزارچلچله در گلو مرغ سحررا ناله سر نخواهد داد....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .