♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در شادي هايت جبران كنم داغ هايي را كه از چشم تو ديدم .............خداي من..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يك آن نگاه تو يك عمر زندگي من هم آغوشي برگ بود و باد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست شعرهايم را مي گيرم و به پارك مي برم بچه هاي طلاق محتاج محبت اند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرارمان جايي ميان همين شعرها اينجا ديگر دست كسي به من و گيس هاي تو نمي رسد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حدس می زنم، حس نکرده و نمی کند، به هیچ وجه، هیچکس، در هوای سرد، حال و روز باغ را....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حنجره خالی شده از فریادم و پرواز صدایی که شبیه سکوت به ناله بدل شده ای می ماند دیگر سکوت بی معناست .... باید شکسته شود !!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا نسیم دیدار تو چشانم را می بندم تا خشک نشود چشمان خیسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمشده های من در رویای برگ نیم زردی ست که در خواب معجزه ی باران است. صدای من نه اینجا فقط مجال صدای باران است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو سر به هوا می شو ی و فریاد می کشی هجوم هیجان را و من آواره ی عبور سنگ فرش ها می شوم باران که بیاید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جنونهای شبانه ام را کتاب سیگار و ماهواره ایست که در مدار اندیشه های من می چرخد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت را هیچ گاه کهنه نخواسته ام درختان کهنسال بیشه را شانس این است که گاهی دست آویز امام زاده ای شوند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی آسان شده است می بینی عکسمان که روی دیوارها تکثیر شود تمام شده ایم خلاصه می شویم در چند شاخه گل و یک آگهی ترحیم در روزنامه صبح راستی من شاعرم روی سنگ قبرم بنویسید این هم که رفت می بینی رفتنمان هم آسان شده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قاب عکست را توی حیاط آورده ام کمی هوا بخور سالهاست روی دیوار اطاقم نشسته ای...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .