♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفاقت قصه ی تلخیست که از نامش گریزانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"تمام بی کسی ام بی اراده می گرید"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در دلم آشوبی ست ...این را فقط خزر می داند و طوفانش ..امشب....درد زوزه میکشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از پل نامردان عبور نکن بگذار تورا آب ببرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر اصلا اشک نمیریزم نمیدانم دارم بزرگ میشوم یا سنگ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میدانی؟ همه را امتحـان کرده ام! قرص خـواب و مسکن روانشناس خنده های زورکـی... هندزفری توی گوش و گریه کردن سیگــار و مشروبــ... دوستــان جـدید... دل من این حرفها حالیش نمی شود! آغوشـتـ را می خواهم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فاصله هایند که عشق را می بلعند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا این خونه تاریکه ....چرا اینقدره هوا سرده ...در خونه چرا بازه.....دارم دلواپست میشم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواستم ساحل شوم دریا را کنار زدم که نشد و کبودم کرد، غروب... حالا مانده ام با شن زار های مات و جای پای آب که یادش خروشان می شود و جایش سوزان..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوله ام را پر کرده ام از خاطرات ...تکه بر باد ..ایستگاه متروک ....قطاری ذر انتظار.....ساعت 16دیماه زمستانی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سوختنم را می بینی ....در دلت لام تا کام هم آب تکان نمی خورد......مه گرفته است ...مرد بارانی تو.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .