♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران , ببار ببار ببار بگذار از فروتنی ات زمین هم کمر خم کند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دخترک قصه من ... تو ... دفتر ِ خاطرات ... و لبت .. اُمید ..زندگیم را تو آباد کن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درخت که مثل هميشه است! چه اتفاقی برای پرنده ها افتاد؟ که امروز ،امروز نيست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستم به قلم نميرود هر روز تا هزار سال جلو ميروم و هر بار بار هزار سال را به دوش ميکشم ميدانيد? بار دقايق سنگين است ? بار روزها و سالها سنگين تر و از همه سنگين تر ? لحظهها دستم سنگين شده گوشه گيرم چشمانم را ميبندم و مينويسم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزگار تنهایی عجیب می گذرد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 1 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .