♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روی زمین اگر چیز خوبی بود .....خدا خودش درر آسمان ها نبود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام باش من در کنار تو ام ... از آن دور دست ساحل صدفی فریاد می کشد :التماس باران روی شیشه آخرین امید آسمان است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جانم را قربانی چشمانت می کنم ..تو بر سر خاکم نیلوفر پرپر میکنی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تکرار غزل مرگ دیگر اشک ندارد .....چرا بی پروا آرزو آوار کنم بر سر رویا ها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ارام اما بی تردید میگریزم از دیروزم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلت که صاف باشه... منتظر باش... دهنت هم حتما صاف میشود..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رقص باد..که به روز میشود در گیسوانت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــــــــن بر بــــــــاد رفته ام . . . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حادثه های امروز را یکی یکی ورق می زنم، تا شاید از دوره پارسال میخ بشوم به تاک تنهایی!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .