♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زير لايه هاي سكوت و فراموشي خواهم پوسيد ولي كتابهاي من سنگ قبر من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بيهوده است كوشش ما براي رسيدن به جهنم آنگاه كه دست ما از رسيدن به بهشت كوتاه است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من زندگي نكردم ......شعر به جاي من زندگي كرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر خاک من بنویسید " او ندانست و هرگز نخواست که بداند"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روح است که می تازد در حروف الفبا و چون شاهزاده ای شکار میکند آهوان غزل را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم در پوست حیوانات بخزم و دنیا را از چشم آنها بنگرم شاید معنایی را بیابم به وسعت اندوه خود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نباید دوست داشت زیرا فراموشی در کمین است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب هم گذشت ... بروم نخ دندان بکشم مسواک بزنم ... قرقره ی دهان شویه یک وقت یادم نرود ! آماده شوم کم کم برای خواب ، کابوس ها منتظرند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سایه های ما ز ما گویی گریزانند و شب سرشار از انبوه صداهاي تهي...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .