♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که نبارد... نه! بقیه اش را نمی گویم! بس است دیگر هر چه گفتم از ناکامی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست دارم دیگه نباشم شاید نبودنم آرومت کنه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش اینقدر دور نبودی... از احساسم! تا غرق نشوم... تا خراب نشوم! وقتی حتی در آغوشت احساس غریبی می کنم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آواز دهل شده ام برایت ... از دور شنیدنم را خوش داری!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه چشم های تو! مثل قصه صدایت! راستی صدایت که بغض دارد ... خراب می شوم انگار! مثل وقتی که زیر باران های پاییز می دوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جمعه است ... امشب سر سفره .... برایت یک جا خالی نگه می دارم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما در برابر خدا درست مثل کودکانی می مانیم که برای قایم شدن گوشه ای از اتاق می ایستند و رویشان را بر می گردانند و چشمهایشان را می بندند و تصور می کنند هیچکس آنها را نمی بیند ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوزن و گلوله ای در کار نیست، حکایت ِ اشکهای من است و نامه هایی که هیچ وقت برایت ننوشتم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خرفت خریست که یک مقدار اضافه وزن دارد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چترت را ببند بارانی در کار نیست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .