،قبل از انقلاب تو جاده اصفهان ، یک راننده کامیون می بینه زنی گریون کنار جاده ایستاده ، ازش چند و چون رو می پرسه ، و زن جواب میده : دو نفر با یک ماشین سر راه من و شوهرم رو گرفتنت ، شوهرمو زدند -شاید هم کشتند یادم نیست- و به من هم تجاوز کردند .
راننده کامیون میگه : ماشینشون رو میشناسی .زن جواب میده :بله . بهش میگه سوار شو . با سرعت میره و ماشین رو پیدا میکنه ، میکشه کنار ماشین و به خانوم میگه خوب نگاه کن همینها بودند؟ زن میگه بله خودشون هستند.
راننده کامیون میریه پشت سرشون و از روی ماشین رد میشه و باز دنده عقب میره و یک بار دیگه هم از روی ماشین رد میشه .
خیلی دور هم نه ، خودمون که دیدیم چه جوونهای ، که از گل بهتر ، جونشون رو کف دستشون گذاشتند ، همه چی رو به جونشون خریدند رفتنت تا نزارند فاجعه سوسنگرد برای دخترها و زنهای دیگر شهر ها اتفاق بیافته .
حالا به کجا رسیدیم ، غیرت ایرانی که این همه بهش می بالیدیم چی شده ، خودمون داریم جای عراقی ها و دشمن رو پر میکنیم ؟؟!!!!
حالا دسته جمعی حمله می کنند به یک باغ و زنها رو می برند ، توی جاده جلوی ماشین رو میگیرند و زنش رو می برند و بیشتر از 20نفر بهش تجاوز میکنند . دسته جمعی حمله میکنند به یک استخر زنانه .اینجا ایرانه ، همون جای که غیرتش اجازه نداد عکس هیچ زنی روی آثار تخت جمشید باشه ، اینجا ایرانه ما در حال سقوطیم ،
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 19 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .