پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
سردرگم .. تکیه بر باد میدهم
پسرک
سایه ام آهسته گمشده از کنارم .. چقد دیر فهمیدم
پسرک
با چشم های بسته .. رویای خیس .. ترانه گوش میدم
پسرک
عادت کرده ام به نفس نفس زدن
پسرک
شبیه به بادی که تازیانه میزند بر جان بید مجنون .. با دست های خودش
پسرک
نگاهم نکن که خاکستری شده ام ! آتشی بودم برای شب های بی پناهیت
پسرک
نگاهم نکن .. بی حس می شوند شب هایم ، به باد میروند دست هایم ، سراب میشوند آرزوهایم
پسرک
دیازپام 10 ریخته ایی داخل چشم هایت
پسرک
شرمنده چشماتم .. دنبال رویا نگرد ..
پسرک
وقتی جوابی نداری .. بهتره ساکت باشی ...
پسرک
از چشات افتادم .. کاش از سرم بیفتی .. با خودم قهرم
پسرک
نمی دونم چرا دوس دارم سر خودمو گرم کنم ...
پسرک
دروغ را نمی گویند ، بلکه می دهند به جایش بی اعتمادی پس می گیرند و ..
پسرک
می دانم آخرش این روزهای برفی پروانه هارا می کشند
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 8 ساعت و 47 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 49 دقيقه قبل