پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
هق هق هایم زبانه میشکند تا عرش .. از آتش خویش میسوزم
پسرک
نه سجادی وزیر ورزش شد نه علی دایی موند پرسپولیس !
پسرک
مثل چرت بعد ناهار ِ یه کارگر ..
پسرک
کار از همان ثانیه اول خراب شد ..
پسرک
یکم زیرشو کم کن .. سوختیم ...
پسرک
خسته شدیم ! حالا مکنوناتش به کنار ؛ همان خودش را می گویم ! آهای دنیا با توأم
پسرک
طعم آب هندوانه های فراخ ..
پسرک
دل تنگی هایش توی آن صورت چین خورده اش هم معلوم بود .. همیشه کنار در می نشست به دور دست ها خیره میشود ؛ بال داشت و پرواز می کرد ، پک میزد به جان سیگار .. غـرق .. انگار روی بالشی خوابیده .. آرام آرام به خودش می آمد ، کلافه ته سیگارش را زیر پا می فشرد و ابروهایش را می داد بالا و :"هووووف ، مرده شورت را ببرند زندگی .."
پسرک
دل خوشیمان شده شاید روزی لب پنجره مان سحر را ببینیم ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 36 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبل