damla
سردردهای عجیب روز های تکراری قرص های تلخ دلتنگـی های شب بی قراری های دل گریه های غریب این است حال من...!!!
damla
توسط فید
شرکت 470 شاعر در کنگره ملی شعر خلیج فارس
damla
توسط فید
بازسازی نهرهای سطح محدوده و فعالیتهای اداره فنی و عمران منطقه 10
damla
توسط فید
برگزیدگان مسابقات مهارت از سهمیه سرباز مربی بهره مند می شوند
damla
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
damla
توسط فید
فیلم / تولد پدر سالار ایران
damla
ای همه کس،ای همه چیز... پروردگارا! درآنسوی پل تنهایی ها تنها تو را دارم،ای محرم اسرار برایت بارها گریستم وتو شادی را با قاصدکها برایم فرستادی.ای زیباترین زیباییها چگونه اندازه دوست داشتنم را نشانت دهم ؟!
damla
رئیس جمهور آمریکا داشت با نخست وزیر انگلیس صحبت می کرد. یکی از مهمانان جلو آمد و پرسید شما دارید در باره چی صحبت می کنید؟ رئیس جمهور آمریکا جواب داد ما داریم برنامه هی جنگ جهانی سوم را می ریزیم. می خواهیم 14 میلیون نفر را، به علاوه ی یک دندانپزشک بکشیم. مهمان گیج شد و پرسید: چرا می خواهید یک دندانپزشک را بکشید؟ رئیس جمهور رو به نخست وزیر انگلیس کرد و گفت: نگفتم؟ هیچ کس در مورد اون 14 میلیون سوالی نمی کنه
damla
نگاه عاشقانه ات را پنهان كن در شرم زار نفس دم به دم ... عشق را توقيف كرده اند. هذيان يله بودن دشنه ايست - بر قلب ناپاك. حتي اگر تقدير را چاره باشد تخدير را چه كني؟ كه تو از درون ويران شده اي تو آن ميكده بودي كه اكنون، در مرز كسالت هنوز را به روز مي كني. جامت رنگ باخته و صدايت نيز. اما دلت در اين واپسين لحظه آخرين نگاه - خواب شيرين مي بيند. نگاه عاشقانه ات را پنهان كن بگذار نوشكفته گل در باغ جوانه زند. تو خفاشي تو ... تو چونان نقش زيبا بر كاشي مرده اي اما دلت زيباست خاطرت زيباست. نگاه عاشقانه ات را پنهان كن. پنجره پژمرد از گريه آه، چه بيرحمانه فرسودم. من آخر جوان زيباي شهر بودم. در اين غربت در اين شبها پژمردم. اينك، تنها به انديشه او دم به دم مي نهم - تا يك دم بر او گويم از هر چه گذشت و مي گذرد. توانم نيست
damla
با من سخن بگو براي آنکه ديده ام لبخند پريده رنگت را زخم هاي پنهانت را چه دور از خانه، مي داني که تنها نيستي؟ امشب بيارام اي نور دلپذير تابستاني ديروزهاي تکه پاره، گذشته چه دوردست است و زمان چه به سرعت مي گذرد چه گذارست زندگي آن لحظه هاي تباه شده هرگز باز نخواهند گشت و ما هرگز هيچ چيز را احساس نخواهيم کرد در وراي روياهاي من هميشه همراه من به درخشش در مي آيي ناگهان در مقابل چشمانم اي آه آخرين رو به خاموشي اما خورشيد هماره طلوع خواهد کرد و زخم ها خشک خواهند شد از آنچه در حال آمدن است، رويا تازه در آغاز است و چه زمان نادرستي را براي لبخند برگزيدم چه گذراست زندگي آن لحظه هاي تباه شده باز نخواهند گشت و ما هرگز هيچ چيز را احساس نخواهيم کرد
damla
پرده ها را، مي گويم، پس بزن، ببين چگونه چون حلزون، با تني خيس از برگي به برگي ديگر مي خزم، و به جست و جوي آغوش، آسمان تو عشق عشق، پرنده مي نويسم، در ابتداي بهار، در آستان نام سبز تو. حالا بخواب، مي گويد، تا بنگري چگونه چون سرو، يا مثل تاکي مست سايه انداخته ام بر تو، با هفت آسمان، آغوش، و دو خوشه ي انگور .
damla
کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی مهر و وفا قانون انسان بودن است كاش قانون هایمان یكدم رعایت می شدند اشكهای همدلی از روی مكر است و فریب كاش روزی چشمهامان با صداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم ای كاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند دوست دارم تو سخن گویی و من گوش كنم غم دل را به كلام تو فراموش كنم سینه بشكافم و قلبم به تو تقدیم كنم تا بدانی كه فقط جای تو در قلب من است
damla
کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده این منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساخته کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده این منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساخته مستمو دیوونه ام گریه ی مستی شده همدم شبهای من آه بر در میخانه ها حلقه شده تا ابد دست تمنای من آه مستمو دیوونه ام گریه ی مستی شده همدم شبهای من آه بر در میخانه ها حلقه شده تا ابد دست تمنای من آه این منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساخته آه کجا برم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزونده چرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزونده این منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساخته
damla
شوخی با علی دایی............